این روز ها زیاد به "آخر خط" می رسم!
سری ناسازگار زندگی سر عجیبی دارد.
هنگامیکه فکر می کنم که دیگر به آخر خط رسیده ام،
روز بعد، با طلوع خورشید، بی خیال تمام آخر خط ها!
مطلع یک تلاش تازه را می سرایم.
شاید بخاطر این باشد که چاره ی دیگری ندارم!
شاید هم به خاطر اینکه امیدوارم،
که سرانجام مبتلا به یک سری همگرای مطلوب شوم!
آخر خط ها برای من اماکن محبوبی هستند،
جایی که به یاد می آورم که خدایی هم وجود دارد!
پس هرگز نباید ناامید شد.
می گویند که خدا در نهایت است،
پس اگر آدم در خط خدا حرکت کند،
نباید هیچ وقت به آخر خط برسد!
شاید این همان سر عجیب سری ناسازگار زندگی باشد،
که هرگاه خط را اشتباه رفتی،
آنقدر می روی تا سرانجام مایوسانه به آخر آن برسی،
و اگر آن را درست انتخاب کردی،
هرگز به "آخر خط" نمی رسی ..
+ نوشته شده توسط پیمان (د) در شنبه 7 مهر1386 و ساعت
4:38 بعد از ظهر |